تبليغاتX
طوبی دوست من
امروز می خوام خاطره ای تعریف کنم فقط حرف های دلمه زیاد جدی نگیرین واگه حوصله نداشتین مجبور نیستین خاطره یا شاید هزیونهای یه دانشجوی ریاضی رو تحمل کنین. تکمه دیلت رو اون بالا بزنید همه چی پاک میشه.

سال پیش با مادرم رفتیم بجنورد.پدرم اونجایه باغ داشت با یه باغبون بداخلاق ومقرراتی.نزدیکیهای صبح که هوا تاریک بود تصمیم گرفتیم به باغ سری بزنیم من گل وگیاه رو خیلی دوست داشتم.یک سگ خوشگل هم همراه خودم بردم.

وقتی وارد باغ شدیم هوا خیلی تاریک بود.جلوی پای خوده رو هم نمیدیدم مادرم هم همینطور و باغ ماداخل یه گودی قرار داشت که اولش خیلی سخت میشداز اونجا عبور کرد.اماما دراون هوای تاریک به راحتی از اونجا رد شدیم.دو قدم که رفتیم جلو مادرم افتاد پاش شکست.حالامن مونده بودم ویک مامان پا شکسته حتما باید میموندم ونازش رو می کشیدم.نه من اونو همونجا گذاشتم وخودم رفتم باغ رو بگردم باسگ خاکستری ام.اسمش هوی بود.یک سگ بزرگ وقوی والبته قشنگ که قشنگیش تو این هوای تاریک بیشتر هم شده بود.پدرم اول باغ یک گلخونه داشت با دست های خودش اونو درست کرده بود ولی همیشه یک پلاستیک خیلی بزرگ روش بود.میگفت برای اینه که حیوونها به گلهاش اسیب نرسونند ولی اونجا که حیوونی نبود همیشه اینو ازش می پرسیدم هیچ وقت به من جواب نداد.من هم که خیلی ازش ناراحت میشدم زیاد اصرار نمیکردم که برم تو گلخونه. تاز اگه باغبون مقرراتی رو میدیدین به من حق میدادین.من که گل خیلی دوست داشتم میرفتم ویواشکی توشو یه نگاهی می کردم مخصوصا که تو هوای نیمه تاریک هر وقت یه باریکه نور بهش میزد اون دسته گل که وسطش کاشته بودن دیده مشد با اون روبان قرمز که دورش کشیده بود نمیدونم شاید هم سبز بود اخه من تو تاریکی چشام خوب کار نمیکنه.راستی یادم رفت بگم چند تا روباه هم در اون گلخونه زندگی میکردن که اگه سگم رو ول میکردم حتما میرفت اونها رو میخورد.اما نترسین من قلادش رو محکم گرفته بودم.هوا یکم سرد بود چند تا کلاغ سیاه هم روی گلخونه نشسته بودن گویا اونها هم داشتن ازش مواطبت میکردن تا من بهش نرم دست بزنم.غار غار غار اعصابم رو داشتن خورد میکردن.کاش هوا زودتر روشن میشد.دیگه تحمل نکردم ازش رد شدم به قسمت هموار باغ رسیدیم.من وسگم هوی.اونجا چند تا جوی اب بود که کنارش چند تا گوجه فرنگی کاشته بودن.من که میدونستم تو خاک اونجا هیچ گیاهی رشد نمیکنه پوزخندی به باغبون مقرراتی باغ پدرم زدم وبه سگم گفتم بریم هوی.               ادامه داستان در قسمت ۲

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 21:10  توسط به امید دیدار طوبی | 
هیچ کس تنهاییشو نمیبینه.چون همیشه لبخند میزنن.حتی وقتی خیلی خسته هستند.وقتی با کلی ذوق میخوان یه ماجرایی رو برامون تعریف کنن از بس خود خواه هستیم گوش نمیدیم یا فقط وانمود میکنیم که گوش میدیم.همیشه یادمون میره وقتی خسته میایم خونه و با ولع غذایی رو که از صبح وقت صرفش کرده میخوریم آخرشم بگیم که چقدر دستپختشو دوست داریم.بگیم طعم قرمه سبزیشو با هیچ غذا و فست فودی تو دنیا عوض نمیکنیم.وقتی عصبانی میشیم یادمون میره داریم سر کی داد میزنیم و با تندی جوابشو میدیم.شاید چون میدونیم اون مثه ما نیست که فوری قهر کنه و باید کلی نازشو بکشن.تازه نازمونم میکشه.هیچ وقت نمیریم بشینیم کنارش تا با حوصله به دردلش گوش کنیم اما انتظار داریم هروقت بی حوصله و دلتنگیم بیاد دلداریمون بده.اگه یه دفه اینکارو نکنه زود شاکی میشیم و تریپ افسرگی میگیریم که واای خدا.من چقدر تنهام.ولی هیچکس تنهاییه اونارو نمیبینه.مادر بودن چقدر سخته

 

یادداشت:اگه ضمیر هارو جمع بستم منظوری نداشتم.اینا همه رو گفتم شاید خودم یه کمی آدم شم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 23:42  توسط به امید دیدار طوبی | 


نه اشتباه نکنید این فرش ماشینی نیست . گره متقارن ترکی با کیفیت خوب و با سرعت و دقت زیادتر از دست . تیر و پود کامل زده می شه و در نهایت یک فرش تابلویی نفیس بوجود میاد .

اين اولين برنامه کاربردي و کاملي بود که طي مدت يک سال نوشته شد. براي شرکت فرش سيرمان. تا به حال برنامه اي به زبان C يا ++C نوشته ايد ؟ اين برنامه به سادگي برنامه شماست. مرتبتر و ساخت يافته تر. برنامه داراي تعدادي ساختار و کلاس براي باز کردن فرمت فايل PCX و استفاده از حافظه توسعه يافته EMS تحت DOS مي باشد.همچنين داراي کلاس CWnd براي ساختن پنجره هاي خاص و کلاس مشتق شده TWnd براي استفاده از دستور خاص printf در محيط گرافيکي و استفاده از فونتها مي باشد… قسمت سخت افزاري آن شامل کارت IO و مدارهاي واسط ميباشد که نرم افزار توسط آنها رنگ را به ماشين اعلام مي کند. براي ديدن نسخه نمايشي برنامه knsetup.exe را نصب کنيد و از برنامه kn.exe لذت ببريد. کد اين برنامه باز مي باشد براي گرفتن آن و يا اطلاعات بيشتر با استاد فرش تماس بگيريد .

ويژگيهاي قسمت مكانيك دستگاه جديد  :

قابليت بافت گره تركي متقارن با رجشمار 50 يا 70 و تعداد رنگ حداكثر 100 كه براي بافت يك فرش مينياتوري نفيس كافي مي باشد .

قابليت بافت با عرض حداكثر 2000 گره ( بين دو تا سه متر) و طول نا محدود .

قابليت بافت حدود 35 رج در يك شيفت كاري

توجه:
توليدات اين دستگاه در حل حاضر قابل رقابت با فرش دستي است  اما به دليل مشكلات خاص در قسمت مكانيك و تعصباتي كه در بين توليد كنندگان و مصرف كنندگان وجود دارد  هنوز به مرحله توليد صنعتي نرسيده است . اگر توانايي طراحي و ساخت مجدد دستگاه را داريد استاد فرش مي تواند شما را در جهت راه اندازي قسمت مكانيك و بهينه كردن آن و راه اندازي قسمتهاي برق - الكترونيك و نرم افزار كمك كند  در صورتي كه هر گونه نظري نسبت به اينگونه بافت و يا امكان بر طرف كردن مشكلات و توليد آن داريد در قسمت پايين صفحه بنويسيد يا با ما تماس بگيريد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 8:22  توسط به امید دیدار طوبی |